هدف: اختلالات مصرف مواد با نرخ بالای عود همراه هستند، با این حال فهم چگونگی شکلگیری مسیر عود از منظر تجربۀ زیستۀ افراد بهویژه در بافت فرهنگی ایران کمتر مورد کاوش قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی شکلگیری مسیر عود مصرف مواد از خلال تجربۀ زیستۀ مردان در دورۀ پرهیز انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. دادهها از طریق مصاحبۀ عمیق نیمهساختاریافته با ۱۱ مرد ساکن شهر تهران که تجربۀ عود پس از یک دورۀ پرهیز حداقل سهماهه در یک سال گذشته داشتند، گردآوری گردید. نمونهگیری به صورت هدفمند با حداکثر تنوع و به روش گلولهبرفی انجام شد. تحلیل دادهها بر اساس روش ششمرحلهای اسمیت، فلاورز و لارکین (2022) صورت پذیرفت. یافتهها: تحلیل دادهها به استخراج چهار مقولۀ اصلی انجامید: 1) بدکارکردی سیستم خودتنظیمی، 2) خلأ حمایت بینفردی و شبکۀ رابطهای آسیبزا، 3) موانع ساختاری و شکست سیستمهای حمایتی رسمی، و 4) بحران هویت و فروپاشی پروژۀ بازسازی خود. نتیجهگیری:mouseout="msoCommentHide('_com_1')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')">[T1]mouseout="msoCommentHide('_com_2')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_2','_com_2')">[s2]یافتهها نشان داد که بازگشت به مصرف زمانی رخ میدهد که فرد همزمان با طغیان هیجانات مهارنشدنی، طرد از سوی خانواده و جامعه، بسته بودن درهای اشتغال، و ناتوانی در تعریف هویتی تازه برای خود روبهرو میشود. این نتایج ضرورت طراحی برنامههای حمایتیِ هماهنگ و چندبُعدی را برجسته میکند تا مسیر پرهیز از انباشت محرومیتها به مسیری حمایتشده تبدیل شود.