Edalat S A, Zarbakhshbahri M, Rahimaghaee F. Passivity and aggression: Wive's confrontation with their spouse's addiction: A qualitative study. Research on Addiction 2026; 20 (80)
URL:
http://etiadpajohi.ir/article-1-3341-fa.html
دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده: (9 مشاهده)
هدف: این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه زنان دارای همسر وابسته به مواد در مورد واکنشهای مقابلهای آنان که بر عود اعتیاد همسر موثر بوده است؛ انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوا در سال 1404 در شهرستان تنکابن انجام شد. نمونهگیری به صورت هدفمند و با رعایت اصل تنوع تجربی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۵ زن دارای همسر مبتلا به اختلال مصرف مواد جمعآوری گردید. نمونهگیری تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. دادهها به روش تحلیل محتوای کیفی و با بهرهگیری از روش پنج مرحلهای گریشِم و لانگمن تحلیل گردید. به منظور افزایش اعتبار دادهها، معیارهای لینکلن و گوبا نیز مورد توجه قرار گرفت. یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج دو مضمون اصلی انفعال محافظتگرانه (شامل سه زیر مضمون: پنهانکاری بهعنوان راهبرد حفظ ظاهر اجتماعی، انفعال ناشی از ترس و برونسپاری مسئولیت و کاهش احساس عاملیت) و خشمهای درماندگی (شامل دو زیر مضمون: انفجار هیجانی ناشی از استیصال و درماندگی و خشم انباشته و پرخاشگری واکنشی) شد. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که زنان در مواجهه با اعتیاد همسر تحت تاثیر فشارهای روانی و احساسی، اغلب دو الگوی رفتاری متضاد اما در عمل ناکارآمد را اتخاذ میکنند: انفعالِ روانی–اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانهی ناشی از استیصال. هر دو الگو نهتنها از اثربخشی لازم برای کنترل اعتیاد و پیشگیری از عود برخوردار نیستند، بلکه در تداوم چرخهی اعتیاد و تعمیق روابط آسیبدیده نقش دارند. بنابراین، درک عمیقتر از تجارب روانشناختی زنان، طراحی خدمات تخصصی برای آنها، و مشارکت فعال آنها در مسیر درمان همسر، از الزامات اساسی برای کاهش نرخ عود در خانوادههای درگیر با اعتیاد است.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه زنان دارای همسر وابسته به مواد در مورد واکنشهای مقابلهای آنان که بر عود اعتیاد همسر موثر بوده است؛ انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوا در سال 1404 در شهرستان تنکابن انجام شد. نمونهگیری به صورت هدفمند و با رعایت اصل تنوع تجربی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۵ زن دارای همسر مبتلا به اختلال مصرف مواد جمعآوری گردید. نمونهگیری تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. دادهها به روش تحلیل محتوای کیفی و با بهرهگیری از روش پنج مرحلهای گریشِم و لانگمن تحلیل گردید. به منظور افزایش اعتبار دادهها، معیارهای لینکلن و گوبا نیز مورد توجه قرار گرفت. یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج دو مضمون اصلی انفعال محافظتگرانه (شامل سه زیر مضمون: پنهانکاری بهعنوان راهبرد حفظ ظاهر اجتماعی، انفعال ناشی از ترس و برونسپاری مسئولیت و کاهش احساس عاملیت) و خشمهای درماندگی (شامل دو زیر مضمون: انفجار هیجانی ناشی از استیصال و درماندگی و خشم انباشته و پرخاشگری واکنشی) شد. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که زنان در مواجهه با اعتیاد همسر تحت تاثیر فشارهای روانی و احساسی، اغلب دو الگوی رفتاری متضاد اما در عمل ناکارآمد را اتخاذ میکنند: انفعالِ روانی–اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانهی ناشی از استیصال. هر دو الگو نهتنها از اثربخشی لازم برای کنترل اعتیاد و پیشگیری از عود برخوردار نیستند، بلکه در تداوم چرخهی اعتیاد و تعمیق روابط آسیبدیده نقش دارند. بنابراین، درک عمیقتر از تجارب روانشناختی زنان، طراحی خدمات تخصصی برای آنها، و مشارکت فعال آنها در مسیر درمان همسر، از الزامات اساسی برای کاهش نرخ عود در خانوادههای درگیر با اعتیاد است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/6/3 | پذیرش: 1405/6/4 | انتشار: 1405/6/10