برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران. (نویسنده مسئول). sodani_m@scu.ac.ir
چکیده:   (8 مشاهده)
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نگرش‌های ناکارآمد و خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگه‌دارنده با متادون بود. روش:  این پژوهش از لحاظ روش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی آماری پژوهش شامل تمامی‌بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شوشتر در سال 1403 بودند. از بین جامعه‌ی آماری پژوهش تعداد 40  نفر به صورت نمونه‌گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. در ادامه با گمارش تصادفی 20  نفر در گروه آزمایش و 20  نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده­ها از پرسشنامه‌های خودبازداری وینبرگ و شوارتز (1990) و نگرش‌های ناکارآمد وایزمن و بک (1978)، استفاده شد. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه درمان مبتنی بر شفقت گیلبرت (2010) را دریافت نمودند. داده­­ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بین گروه‌های آزمایش و کنترل از نظر نگرش‌های ناکارآمد و خودبازداری تفاوت معنی‌داری وجود داشت. درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش نگرش‌های ناکارآمد و افزایش خودبازداری در گروه آزمایش شد. نتیجه‌گیری: درمان مبتنی بر شفقت با بهره‌گیری از فنونی همانند آموزش آگاهی از تجربیات مثبت و منفی و اصلاح رفتار از طریق تقویت‌کننده‌های محیطی می‌تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت افز کاهش نگرش‌های ناکارآمد و افزایش خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگه‌دارنده با متادون  استفاده قرار گیرد.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1403/12/26 | پذیرش: 1404/11/28

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.